!تـلخ و شیرین
با بابا میرم کلاس.... توو کلاس بر عکس مدرسه با هیچکیییی دوست نیستم.... سرم رو میزارم رو میز....امیدوارم بعد از ۳ شب بیخوابی بتونم بخوابم اما نه... انگار این چند روز خواب با چشمام قهره... صفری میاد سر کلاس... درس میده.... مینویسم... بدون اینکه به تخته نگاه کنم حرفاشو بی کم و کاست مینویسم.... نمیدونم منظورش منم یا نه.... میگه خیلی کار خوبیه که به تخته نگاه نمیکنین.... میفهمین موضوع رو.... چندتا سوال میپرسه.... جوابشو آروم میدم.... اما انگار صدام فقط واسه خودم آرومه.... میگه آفرین....:) کلاس که تموم میشه ساعت ۹.۳۰ شده... از کلاس میام بیرون.... دارم به یه نی نی نگاه میکنم.... داداشی آروم میزنه روو شونم.... میترسم... برمیگردم و یه نفس راحت میکشم... میخنده.... بهش میگم کوو ماشینت؟ میگه واسه یه کاری رفتم همدان ماشین رو توقیف کردن.... دیگه چیزی نمیپرسم.... با دوستش اومده دنبالم... میرسیم خونه... سلام میکنم و میام تو اتاقم.... حولمو برمیدارم و میرم تو حموم... مامان مبگه شامت چی؟ گرم کردما....میگم من دووووس ندارم تنها غذا بخورم این ۱۰۰ بار... میگه منم میخورم باهات... میگم بزار رو گاز حال داشتم میخورم....:) از حموم میام بیرون.... خونه چه سکوتی داره.... بابا خواب... مامانم توو آشپزخونه... منم رو تختم دراز میکشم.... چشمام رو میبندم که صدای BUZZ!! میاد... پا میشم.... سوگل آن شده..... ۱-۲ ساعتی چت میکنیم.... میخوام بخوابم آخه فردا بازم کلاس دارم... اما..... بیخیال خواب میشم.... تا۴-۵ بیدارم و دارم فکر میکنم!! به پوچی فکر میکنم...چشمام گرم میشن اما حواسم کاملا هست.... حتی وقتی داداشی سرفه میزنه متوجه میشم... ساعت ۷ بیدار میشم.... بدون خوردن صبحانه.... حاضر میشم و میرم کلاس.... هیچی نمیپوشم... سوز و سرما انقدر زیاده که از چشمام اشک میریزه.... دستام یخ زده و حس میکنم خون تو رگم نیست.... میرسم کلاس... تا ۱۰ مین بعدم نمیتونم خودکار دستم بگیرم.... بازم همون روز قبل تکرار میشه.... و من دارم مغلوب این تکرارها میشم... همه رو خسته کردم... با اخلاق بدم.... مدام دعوا میکنم... مدام عصبی میشم... مدام.... دلم واسه مامان میسوزه.... دلم واسه بابا میسوزه... واسه داداش کوچولو....واسه سوگل... اما دلم واسه خودم نمیسوزه... از اینکه کسیم واسم دل بسوزونه چندشم میشه.... ۲ ساعت دیگه بازم کلاس دارم.... چندشم میشه از این کلاسا.... خودم که میدونم سال اول دانشگاه بی دانشگاه.... نیست خیلییییییییییییییی میخونمم.... مامان میگه پسردائی ۱ ثانیه از کتاب غافل نمیشه.... صدای کامپیوترو بشتر بلند میکنم و داد میزنم من نمییییییییییییییییخوام.... حرفیه؟!! میگه نه ناهار چی میخوری؟! خندم میگیره.... من داد میزنم و اون فکر ناهار من.... میگم یه چیزی توو یخچال پیدا میشه.... خوابم میاد.... اما نمیدونم چرا نمیتونم بخوابم.... دیشب به داداشی حسودیم میشد... با اینکه سرما خورده اما راحـــت خوابید.... برعکس من که اگه مریض باشم.... صدای محسن یگانه توو خونه پیچیده: خنجر برام بیارین من از تبار دردم... عمریه بی طلوعم مثل غروبی سردم.... این پست رو نوشتم که حال و هوای این چند روزم یادم بمونه.... که بفهمم گاهی... هیچی:) راستی خدا یادت باشه که همیشه بعد از خوشحالیام چقـــــــــــــــدر بدقلقی کردی.....:) به دادم برس ای اشک! دلم خیلیی گرفته....... سیلیم!! * خوبم!! هان؟! خو بهترم دییییه!! ۴شنبه واسم از چشم پزشک و کلیه پزشک * چند روز پیش توو سرویس بودیم! ییهو من یه سوتی دادم خففن!! یعنی + ۹۸۵۶ بود هااااا * این روزا همه چییییییی داره خوب پیش میره * وقتی اون حرفا رو زدی ۱۰۰۰۰ بار خدا رو شکر کردم!! شکر کردم واسه همچین پدر و مادری!! واسه همچین مادری که هیییییچوقت باعث نشده مثه تو...... وقتی گفتی از دستش چندبار خودکشی کردی باورم نشد!! جز چندتا قطره اشک و محکم گرفتن دستات چی کار میتونستم بکنم * من نمیدونم چرا سردم نیست؟!! ملت اینجا کاپشن میپوشن اونوقت من خووووووونسرد با یه مانتو نااازک میرم بیرون!! * داری کلافم میکنی!! من نمیگم مثل من نپوش مثل من ننویس مثل من حرف نزن! مثل من نخند! فقط میگم جلو من این کارا رو نکن!! بدم میاد از من تقلید میکنی خب * چون بسیااااااااااااااااااااری از حضار علاقه دارن من رو ببین * یکی میاد کمک من که اتاق جانمان را تمیز کنم!؟ مامان قسم خورده دیگه دست نزنه!! منم قسم خوردم دست نزنم تازشم۱: دلم برف میخواد اونم خیلیییییییییییییییییییییییی!! تازشم ۲: دوست دارم!! آهنگ:تئاتر زندگی(چاووشی) زندگی سر گذشت در گذشت آرزوهاست!!! بعدشم۱: آهنگ جدید کامران هووووووومن درود * هم اکنون یک عدد تی تاپ گریان با دماخ قرررمز و چشمای اشک آلود در حالی که مدام فریاد بر می آورد که:" آیییییییییی مرددددم!! ماماااااااان!! وایییییییییی!! * امروز به سان دختران نمونه ساعت ۷ بیدار گشتیم و ره سپار مکتب خانه گشتیم! البته به همراهی اخوی محترم * اخیرا معلمان گرامی بسیاااار مارا لوس میکنند!! ما خود میدانیم مهره ی مار داریم ها * دلمان برای کلاس زیبای خودمان تنگ گشته!! چرا که ماها را به کلاسی در اندرونی انداختند و قرار است ۱ ماه در آنجا به تحصیل ادامه دهیم!! کلاس که چه عرض کنم خرابه ای بیش نیست * دوش با گوشهای خود شنیدیم که ابوی گرام به همسرشان که مادر ما میباشد گفتند که این مقدار پول را به تی تاپ بانو بدهید برای خرج aDsl جانشان! اما مادر گرام بسیاااااااار محترمانه ما را ضایع کردند و فرمودند که تی تاپ فرموده که تا پایان امتحانات aDsl جان را وصل نفرمائید * طی ولگردی هایمان در نت به این عکس زیبا از جناب یوزارسیف دست یافتیم!! حال نمیشد یوزارسیف اندرون فیلم ریش نمیداشت * آقای خدااااا؟! مردیم از کلیه درد هااا!! خوب دلمان میخواهد هوار بکشیم! یعنی چه که میهمان داریم و زشت است!؟! ما کلیه درد داریم آن هم از نوع خفففففففن!! آخر این همه شانس از کجا به ما میرسد!؟ تازشم۱: پریا بانو aDsl جانتان را بشارژ دییییییییگر!! تازشم۲: این آپ بسیااااااااار مارا خوش آمد تازشم۳: چاکرتم به مولا! آهنگ:تولدی دیگر(فروغ) خوابمان می آید آن هم از نوع فتییییییییییییییییر!! تبریک نوشت: یکتــــا بانو ۱۹ سالگیت مبارک!! ایشالا عرررروسیت!! سلام * این روزا همه چی خوب و عادی پیش میره جز من و کارام!! میخندم! خوشم! اما یه چیزی توو گلوم گیر کرده و نمیتونم قورتش بدم!! من نه توو خانواده مشکل دارم نه با دوستام! من با خودم مشکل دارم!! چه مشکلی؟! خودمم نمیدونم!! خیلی سعی کردم حلش کنم! خیلیییا سعی کردن اما.....! توو وب قبلی یه روز از ناراحتیام نوشتم! یه دوست واسم کامنت خصوصی گذاشت که توووووو؟!! مگه توام مشکل داری؟!! مگه میشه آدمی که همه رو میخندونه و توو چت انقدر ادا در میاره غم داشته باشه!! شکستم اما به روی خودم نیاوردم!! آخه مگه منم آدم نیستم؟! مگه وجود ندارم؟!! * سه شنبه فقط یه ثانیه سرم رو کیفم بود و مثل همیشه رو میز معلما دراز نکشیده بودم و اداشونو در نیاوردم!! چشمام مثل همیشه خود به خود قرمز شده بود و اشک میومد * از خودم و اخلاقام خسته شدم!! از بی برنامه گیام!! از کارائی که میکنم! از درس نخوندنام!! از بی خوابیام! از غر(؟) زدنام! از همه چی! حتی از وبلاگ و سبک نوشتنم!! مدام پاچه میگیرم! اونم از نوع وحشتناکش!! و مامان و سوگل مدام در راس غر زدنا و پاچه گرفتنامن * آقای خدا؟! چرا دست رو دست گذاشتی!؟! مگه نمیگی از ما حرکت از تو برکت؟!! چرا برکتت رو نمیبینم؟!! چرا همش حکمتت نصیب من میشه!؟! چرا همش به در بسته میخورم؟!!؟! چرا دعاهام مستجاب نمیشه؟! چر کمکم نمیکنی!؟! کمک کن! نزار بشم همون بی اعتقاد قبل!! شاهد بودی که با چه عذابی اعتقادمو بهم برگردوند؟! پس نکن اینطوری!! * دیروز گفت که بیمارستان تشریف داری!! آخه مگه مریضی انقدر میلومبونی(؟) داداچی * ۱۸ سال و ۱۷ روز!! ۱۸ سال و ۱۷ روز میشه که وجود دارم اما یه کار مفید انجام ندادم! ۱۸ سال و ۱۷ روز میشه که وجود دارم و......!! بازم خود سانسوری!! * مدام میترسم که بازم وبم رو پیدا کنی(س)!! همش میترسم مثه اونوقتا که وبام رو پیدا میکردی آف بزاری یا اس ام اس بدی و آدرسم رو بهم بدی!! اگه اینجا رو میخونی خبرم نکن!!! من از اینکه کسی از فامیلا جر پریا وبم رو بخونه میترسم!! بفهــم!! تازشم ۱: این آپ واسه خودم نوشتم میتونین نظر ندین!! تازشم۲: توتی؟!! تازشم۳: سوگلی؟! ببخش!! تبریک نوشت: نگار بانو تولدت هزاران هزار بار مبارک!! البته فردا تولده ها اما من پیشاپیش تبریک میگم!! ایشالا همیشه زنده باشی و به همه ی آرزوهای خوبت برسی!! آهنگ: چشمای خیس من(یگانه) دلم گرفـــــــته!!! تشکر نوشت: از نظرات خصوصیتون خیلیییییییی خوشحال شدم!! مرسی!! مخصوصا تو سیرن نازم!! آرومم کردی:* تاسف نامه نوشت: وبلاگ نســـرین رو همیشه میخوندم اما مطلب دیروزش.... میتونین برین بخونین!! یه نگاهم به این عکس بندازین:) داریم به کجاها میریم! هه!! سلام!! اینجانب به دو عدد بازی سختتتتتت دعوت شدم که انجام میدهم!! اول بازی چمدان حرفهایم که یه ذره آسون تره!! سول: اگه من نامرئی بودم!! اگه من نامرئی بودم اول از همه میرفتم سراغ دبیر جبر پارسال و یه گوشمالی حسابیش میدادم!! اگه من نامرئی بودم سوالات امتحان رو کش میرفتم!! اگه من نامرئی بودم کنکور رتبه اول بودم ۱۰۰٪ اگه من نامرئی بودم حال خیلیییییییییییییییا رو میگرفتم!! اگه من نامرئی بودم ا*ح*م*د*ی ن*ژ*ا*د رو آدم میکردم!! اگه نامرئی بودم بانک میزدم!! بعدش از این م*م*ل*ک*ت قشنگ میرفتم!!! اگه من نامرئی بودم حال (پ) و (ن) (دو تا از همکلاسیام) رو میگرفتم و همه ی نمره هاشونو صفر میزاشتم تا بدونن باید چطوری رفتار کنن!! اوووووووف چه سخت بودا!! تازه معلوم نیست بعدا چه کارایی به ذهنم بیاد بازی دوم که حاج خانوم دعوتم کرده!! اونم این که از خاطرات بچگیم بگم!! من که خودم هنور بچه بیدم!! ولی اون وقتا که نی نی بودم یه دوستی داشتم اسمش بابک بود!(چیه خو!؟ من اصلا دوست دختر نداشتم با هم رفتیم توو کوچه ۳-۴ تا بچه قلدر بودن منم به بابک گفتم بیا باهم فحش بدیم اگه خواستن بزنن من جیغ میزنم مامان بیاد اونم با ترس و لرز قبول کرد! خلاصه شروع کردیم به داد و بیداد همین که پسرا اومدن جلو من دوئیدم تو حیاط و در و بستم تنها سرگرمیم دوچرخه سواری بود از بچگی کتاب خوندن رو خییییییییلی دوست داشتم!! اول ابتدائی بودم با پریا اینا رفتیم خونه ی عمش!!( ای تو روح عمت دلم واسه بابک تنگ شده!! اول ابتدائی واسه واکسن رفتم دیدمش!! پشت مامانش قایم شده بود منم رفتم کنارش هرکاری میکردم بوسم نمیکرد منم به زووووووووور بوسیدمش!! ننر انقدر خجالت میکشید!! چند وقت پیشم از اون کوچه رد شدم!! دیدمش اما اون منو نشناخت ازش بدم اومد! سیگار توو دستش بود!! از این ژیگولا شده بود!! دلم واسه خودم و بچگیام تنگ شده!! خب واسه بازی اول صدفی! یه دوست! آفتاب! نگار و گالکسی و رافائلو واسه بازی دومم شیرین! نــدا! نیلوفر!ستاره! سیرن! دعوتن!! اگه بقیه دوست دارن میتوننا!! تازشم۱: همش ۱-۲ هفته مونده شارژم تموم شه!! تازشم۲: این روزا خیلیییی دل نازک شدم!! معذرت میخوام!! آهنگ: سخته( نیما علامه) اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد..... سلام!! *نی نی بانو به خانوم تی تاپ تبدیل شد!! چطوره؟! خودم خوشم اومد!! وقتی میگم تی تاپ حس میکنم دارم تی تاپ میخورم * به من چه که میشینم پشت کامی جووون خوابم میگیره * کادوی تولدم که سوگلی فرستاده بید پنج شنبه دستم رسید!! یه زنجیر خوووووووشمل که متبرکش کرده و خیلییییییییی مهمه!! خودش میدونه چرا * درسا خوب پیش میره!! اما نمیدونم چرا حوصله خوندن درسای پایه رو ندارم!! این کتابام مثه کامی جون دیازپام توو هوا پخش میکنن!! کسی یه ایده داره که منو آدم کنه * خوابم میاد * اگه فقط یه ذره توو وجودت انسانیت بود و تو کلت عقل به اسم من کامنت نمیدادی!! شاید حدس "ن" درست باشه و یکی دیگه باشه اما به نظرم تویی!! تویی که پست تری!! اونقدر پست که چند بار دیگه این کارارو کردی!! دوستام من و میشناسن و میدونن من مثه تو نیستم!! از اینکه به جای من میکامنتی چه حالی میکنی؟!! خاک تو سرت * از سه شنبه تا شنبه ی هفته بعد همش کلاس دارم!! نوووووموخوام!! خو من کشش ندارم!! سر کلاس چرت میزنم!! آخه ساعت ۶ تا ۹ اونجا باشم بگم چند منه؟! اییییییییش!! * امروز هممممممه کاپشن پوشیده بودن!! جز من و بهار!! انگار آدم ندیدن ملت!! مگه چیه خو!؟ تازشم۱: اینم آخر عشق و عاشقی!! تازشم۲: خیلی خسته بیدم!!! من میخوام قلبمو به سوسکای قبر هدیه کنم..... به" تو" نوشت : شاید درست میگی!! شاید از هم دور شدیم!! شاید من بد شدم!! و هزاران شاید دیگه!! اما به پستای شاد و شنگولم نگاه نکن و بگو که بیخیالم!! منم مشکلات خودم رو دارم!! منم حالم این روزا.....:) تبریک نوشت: صدفی جووونم!! تبریک میگم!! تولدت مباااااارک!! ایشالا ۱۵۴۹۸۶۵۴۱۹۸ شی سلام!! * شرمندم به خدا!! اصلا نمیرسم زیاد بیام نت * میگی من چیکار کنم؟! چی بگم!؟ به خدا منم کمتر از تو ذوق نداشتم و ندارم اما نمیدونم باید چیکار کنم * انگار اینجا زمستونش خیلیییییی زودتر داره میاد! * امسالم راه 2-3 سال پیش رو دارم طی میکنم!! سرکلاس شادم!! بچه ها رو میخندونم!! باهاشون صمیمی شدم!! دوسشون دارم! دوسم دارن * من چقدر عخش میکنم واسه این آبان ماهیاااا!! اووووووف چقدر آبان ماهی داریم!! همشونم مثه خودم گـــل * دلم خیلیییییییییییییی برات تنگ شده سوسن خانوم ناااااامرد!! نه آفی! نه خبری! نه کامنتی!! اگه این آپ رو میخونی حتماااااااااااا کامنت بزار!! نگرانتم!! * گاهی بد نیست برگردی و یه نگاه به اون قدیما بندازی و ببینی چی کار کردی!! بعد پررو پروو بیای حلالیت بخوای و ادعا کنی که هیییییییییییچ کاری نکردی و اطرافیان مقصرن تازشم1: توتی؟ دلم برات تنگ شده آجی!! خیلی خیلی خیلی!! تازشم 2: میشه برام دعا کنین لوفا؟! آهنگ: تبریک(چاووشی) توی آینه خودت ببین چه زود به زود توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه.... مهم نوشت: آهان راستی یه اسم مستعار پیشنهاد بدین!! چون انگار هیچکی با نی نی بانو حال نمیکنه نظرخواهی نوشت: نظرتون راجب به تــاتی چیه؟!! دوستان قدیم لو ندین چیزی:دی نظرخواهی نوشت۲: green lady چی؟! خوب نیست؟! خو نظر بدییییییین!! سلام!! * بابت تبریکات تشکر فراوان و اینا دارم!! اصلا باورم نمیشد انقدر تحویلم بگیرن * عجییییییییییییییییب از جمعه ها بیزارم * مممم چی بگم آیا؟! حس آپم ندارم! فقط واسه اینکه تولدو تموم کنم که شما هییییی نیاین کیک و اینا بخورین مجبورم آپ کنم * پریروز یکی از دبیرا برامون تعریف میکرد که یه دختر ۸ ساله و داداشش که ۱۲ سالشه رفتن نونوایی که ۴ تا از نونواهای انسان نما بهشون ت*ج*ا*و*ز میکنن * به نظرم پیش بهتر از سوم دبیرستانه!! درسامون خیلیییییییی ساده ترن!! کلاسامونم خیلی بهتره!! هم کلاسیام با اینکه عوض شدن اما همشون بهترن!! اما هیچکی مهسا نمیشه!! دلم واسش تنگ شده میمون * عکس چشمام غوغا(؟) به پا کرده بودااا!! من نمیدونم این همه خوشگلی رو کجا جا بدم آخه * این بازیگر نقش کودکی حضرت یوسف رو دیدین؟!! حسین جعفری؟! خیلی به نظر من خوشگله!! تازه میگن مصطفی زمانی (بازیگری نقش بزرگسالی) پسر خالشه!! به نظر من اگه حسین جعفری رو بی گریم میزاشتن خیلییییییییییی بهتر بود!! بیچاره خیلیییییییییییییی زشت گریم شده بود!! با اون ابروهای خوشــگلش تازشم۱: بازم بابت تبریکا ممنون!! خانوما بیان جلو صورت ماهشونو ببوسم!! آقایونم توو کف بمونن تازشم۲: ۱۵ ماه از بهترین ماههای عمرم گذشت!! از بهترینش!! مرسی!! آهنگ:نخواستم(یگانه) خنجر برام بیارین من از تبار دردم!! عمری بی طلوعم مثل غروبی سردم!! دقیقا بنده وارد ۱۸ سال و ۳ساعتگی شدم ۱۸ سال پیش تو همچین روز قشنگ و مبارک و فرخنده و ارجمند و اینا!! یه دخمر کوشولوی سفید تپل مپل و مو طلایی و چشم سبز به دنیا اومد این نی نی کوشولو یه چند روزی اسم نداشت!! سر اسم گذاشتن حکایت ها داشتن!! تا اینکه دخمر عموی گرام که خیر سرشون تحصیل کرده و اینا بودن اسمشو گذاشتن نی نی بانو چیه همتون عین شوهر مرده ها نشستین؟! پاشییییییین!! یه ریزه ققققققققر بیاین!! آها آها آها آها! وای وای پریا این حرکات بی ناموسی چیه؟! استغفرا... نیلو خیر سرم تو از اینا بزرگتری!! قباحت(؟) داره!! ای وای!! شماها واسه عروسی نی نی چیکار میکنین!؟! چقدر فرشته ها ناراحت که یکیشون گم شده اومده پیش شما ها!! بمیرم براشون!! اوووووخی!! امروز و دیشب از کسایی که انتظار نداشتم تبریک بشنوم شنیدم!! حتی فکرشم نمیکردم!! از همتون ممنونم!! از همـــــــــــه!! سوگلی از تو بیشترتر ممنونم!! میدونی چرا جیجر!! خدایا؟! شکرت!! یه سال بزرگتر شدم!! عاقل تر شدم( امیدوارم تازشم۱: توقعم زیاده!! اما.... هیچی:) آهنگ:تولدت مبارک(رضایا) مهم نوشت: وااااااااااای یه تشکر بخصوص از داداش mR gaSh جون!! واسه تفلدم یه وب بهم کادو داد!! اینجا بعدشم۱: واااااااااااای مررررررررررسی!! بابت اییییییییین همه تبریک
![]()
![]()
![]()
![]()
و معده پزشک
وقت گرفتن!! اما من نمیرم که! چون چیییییی؟! حسش نیست
!! تازشم من مثلا دیروز آزمون داشتم!! فقط تونستم ادبیات و دین و زندگی رو خوووووووب بزنم!! اما بقیه نـــچ!! خو نخونده بودم!
! بعد آقای "د" نگرفت قضیه رو! حالا این "ب" گیییس بریده چنان میخندید و بلند بلند میحرفید که بچه فهمید ولی داشت از خجالت میمرد!! خو به من چه؟! از دهنم پرید!! اینا بی تبیتن من خلوص نیت دارم!!![]()
!! خوچحالم!! فچ کنم آقای خدا شنید!! به هرحال همه چی خوبه!! منتظرم adSl جانمان قطع بشه که بشینم عین چیییییییییز درس بخونم
!! ولی بعد از امتحانا وصل میکنم!! وصل کنم آیا؟! شما نظری ندارین؟! میتونم به درسام برسم؟!! ![]()
؟! وقتی گفتی دعا کن امسال دانشگاه قبول شم و آزاد شم دلم گرفت!! خوشحالم لااقل "ح" درکت میکنه!! 
خیلیم سرخوش میگم و میخندم! تازه دستامم که یخ میزنن میگرم جلو دهنم ها میکنم
! آخه من توو ۴ فصل دستام یخ میزنه!! دماخمم قررررررمز میشه اما سردم نیست!!![]()
!! چندشم میشه!! دارم جدی میگم! نخند!! یه ذره واسه خودت شخصیت داشته باش!! یه ذره ببین خودت چطوریایی!! به خدا ۱۰۰ نفر تاحالا بهم گفتن! اما خب دلم نمیاد بهت بگم!!
عکسمو میزارم براتون!! چیه باورتون نمیشه؟! کوووفت! خو باورتون شه!! ولی خدایی بعدش بگین شبیه کی بیدم!! پخششم نکنین من به شماها اعتماد کردم هاااا
---->> (حــذف شد)
!! واسه همین عیین بازار شام شده!! کی میاد آیا؟! حقوقشم محفوظ بید هاااا!!![]()

" قرار دارد! آری فرزندانم تی تاپ جااااااانتان دچار کلیه درد آن هم از نوع حااااد گردیده! و هر آن ممکن است دارفانی را وداع گوید!
! سر کلاس نیز خانومی با شخصیت بودیم و بسیار فعالیت داشتیم( به جان عمه ی پپر
) و هم اکنون بسی بسیار خواب آلود تشریف داریم اما کلیه ی گرام رخصت نمیدهند که!!
! اما گویا همه پسران مجرد دارند! ما نیز هر ثانیه می فرمائیم که ما قصد ازدواج نداریم! اما باز هم مارا دوست میدارن! گمانم به دنبال هوو برای خویش هستند و خوشگلتر و با شخصیت تر از ما نیافتند!
! اما خیلی باحال میباشد چرا که دختران bf دار( پناه میبرم به خدا
) در آرامش کاااااااامل با bf شان لاو میترکانند و..... ادامه به درد سن و سال شما نمیخورد فرزندانم!![]()
! و ما به این جمله ی زیبا رسیدیم که: خودم کردم که لعنت بر خودم باد
! پس اگر ناگهان گم و گور شویم منتظرمان باشید!
؟! فلک زده جای اخوی مان باشد صورت زیبایی دارد! چرا که ما با دیدن این عکــس دستمان را با چاقو بریدیم!!![]()


پیر شدی ماااااادر!
! تبررررررررررررررررررررریک مجدد:*:*
! سرم رو که بلند کردم نصف کلاس رو سرم جمع شده بودن و نگاه میکردن!! نمیدونم چرا!! (ل) بغض کرده بود!! با اینکه هم دیگه رو نمیشناسیم اما خیلی دوستیم! ۲تا قطب خنده ی کلاسیم! دلم سوخت همه استرس امتحان شیمی رو داشتن!! بازم شدم همون تی تاپ! اما نگاه های (ل) هنوز همونطور بود!!
!! واقعا دست خودم نیست!! شاید در وبلاگم رو تخته کنم و مثه قدیما با بی وبلاگی سر کنم!! خیلی وقته توو فکر همچین کاریم! اگه یه روز اومدین و دیدین تی تاپ در کار نیست غصه نخورین( آیکون مثلا من خیلی مهمم و اینا)![]()
![]()
!؟! توو کشور غریبم واسه ما آبرو نذاشتی بشــر!! میگما زنت بدم شاید عاقل شدی خل و چل!
حقته که همونجا نگهت داشتن!! پر خوره چیییییییییز!!





![]()
![]()


![]()

) این آقا بابک تنها دوستم بود خلاصه بچم خیلیییییییییی بچه ننه تشریف داشت منم تصمیم گرفتم مرد بارش بیارم!![]()
!! و این گونه شد که بچم مرد شد
!! گرچه حسابی کتک خوردا!
!! گاهی هم فوتبال بازی میکردم! همیشه دروازه بان بودم!! دوستای دوران بچگیم همه پسربچه بودن!! البته دوست دخترم داشتما اما اونام مثه من فوتبال بازی میکردن و توو گروه پسرا بودن!!![]()
) بعد پسرش سال سوم بود!! کتابشو دادن من خوندم! نمیدونم چطور شد که یه غلطم نداشتم
!! هنوزم رو خوونیم خیلی خوبه!! اما خودم تو کف اون روزم!!
!! خو بگین قشنگه دیگه! نگین بزهکار میشمااااا!! اون وقت شما باید جواب پس بدینا!! خوب آخه دیگه اسم پیدا نکردم!!!
؟! نمیدونم چرا هی دیازپام طرفم پرت میکنه کامی جون!! میام وب پیوندا رو میخونم حس بود نظر میدم نبود میرم یللی تللی!! دیگه از فضولی توو نتم خبری نیست!!
!! یه عروسک ناناز!! ۲تا انگشتر!! یه عطر که بوووووووش محشررره
!! یه عالمه صدف( صدف تو رو نمیگما
) یه کارت پستال!! و مهمتتتتتتر از همه یه عکس ۳*۴ از خودش که الان توو کیف پولمه!!
!؟! خو خودم حس و حال ندارم!! اصلا من میخوام خونه دار شم کی رو باید ببینم؟!![]()
!!! دیشب مامانی مریض بود منم حسین فهمیده بازی در آوردم بیدار موندم! صبحم ساعت ۷ از خواب پا شدم!! الانم عین چییییییییز( خودتی
) خوابم میاد!! سر کلاسم همش خمیازه میکشیدم!! ولی بس که بچه ها ایجاد مزاحمت کردن خوابم نبرد!!
!! خـــر!!![]()

من سردم نیست!! الی تو سرویس چنان جیغی زد وقتی فهمید زیر مانتوم هیچی نیست که خودمم ترسیدم!! راننده ی بیچاره فک کرد مار دیدیم!!
ولی من ۱۳ روز بزرگترمااااا!!
خولاصه تبریک عجیجم!! 
! هروقت میام ۵ مین بیشتر نمیمونم! ولی خدایی هروقت میام آپ همه رو میخونم!! گرچه کامنت نمیزارم یا دیر میزارم اما مطمئن باشین هررووووز یه سر به پیوندام میزنم!! فقط ۴شنبه-۵شنبه فرصت میشه دلی از عذا در بیارم!!
!! نمیتونم!! نمیدونم تا کی بابت کاری که انجام ندادم و حتی نمیدونم چیه بگم شرمنده!! ببخشید!! یه کوچولو به منم حق بده!! به خدا منم دلم مییییخواد!!![]()
! اما من این هوا رو دوست دارم!! وقتی سوز میخوره تو صورتم و بی اختیار لبخند میزنم
! یا وقتی صبح میرم تو حیاط و صورتم رو میشورم و صورتم قرررررمز میشه از سرما!! اما بعدش باید یه محاکمه ی حساااابی بشم
!! من کلا ننه سرما رو بیشتر از ننه گرما دوست میدارم!!
!! با همه شوخی میکنم! با دبیرا کل میندازیم!! نمیدونم دارم کار خوبی میکنم یا نه! اما خوشحالم تو دلشون جا باز کردم!! به هرحال باید یه جوری این فاز منفی رو که بهمون وارد میکنن خنثی کنیم!!
!! نزدیکترین تولد فچ کنم تولد آفتاب بانو و جناب جوجوشه
!! از همین جا پیشاپیش به هردوتون تبریک میگم!! همیشه سالم و تندرست باشین!!![]()
!! گذشته ی تو مثه یه مهر ننگ همیشه رو پیشونیت میمونه!! واگذارت میکنم به خدا!! اون خودش عادله!!![]()
!! اسم خودمم که نمیشه!
!! گرچه وظیفه بود
!! ولی تقریبا همه ی کسایی که میشناختم یه جوری بهم تبریک گفتن!! خلاصه کلی مشعوف و اینا شدم!! من دیگه ۱۸ سالم شده! هر چیزی بخوام میخورم
!! ( نوش جون تو یکی
)
!! اصلا حال نمیده!! من که کلا نمیدونم چرا اصلا دوست ندارم جمعه بشه!! صب تا حالا مردم از بیکاری!! حس درسم نیست که!! همش میام پشت pC یا میرم غر(؟) میزنم به جون مامان
!! یا اینکه هییییییییییی میگم من گشنمه!! گشنم نیستا! ولی خو یه جوری باید ابراز وجود کنم!!![]()
!! دوستان نتی عزیزی که smS و اینا فرستادین به عرضتون برسونم که من جفت خطام رو گم و گور کردم!! یعنی اینکه مثلا در قرنطینه به سر میبرم!! افتاد؟!
!! با اینکه فردای همون روز هر ۴ نفر اعدام میشن اما چه فایده؟! موندم این چه مملکتیه ما داریم!!؟! حالم واقعا بعد از شنیدنش بد شد
!! به خدا حیوونا شرفشون بیشتر از این مثلا آدماس!! 
!! گرچه هرروز هم دیگرو میبینیم!!
؟!! آخه نی نی انقدر خووووشگل
؟! خودم از خودم تعریف نکنم کی تعریف کنه؟! شما که هیچکدوم چشم بصیرت ندارین!!
!------->> ![]()
!!
!!
!! همه ی اقوام مثه ندید بدیدا این نی نی کوچولوی خوشمل ما رو میچلوندن!! ندید بدید بودن دیگه!! خوشگل ندیده بودن!!![]()
!! خولاصه این نی نی بانو تا وقتی این جغله داداشش دنیا اومد عزیز کرده ی خانواده بود!! اما با اومدن جغله همه چی بهم ریخت!! ادامه ی ماجرا سال بعد همین موقعه!!
![]()
!
.!! امیر چه قررررری میده
!! سوگل بشین سرجات بچه!! زشته!! یکتا روسریتو بردار مانتوتو در بیار! بیخیال مامور کلاسو نگه دار!!![]()

![]()
![]()

) ممنون!! بابت همه چی!!
![]()

راستی من فقط عکس چشمام رو گذاشته بودم!!



.png)
.png)